مدح و ولادت حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
شب نیایش و عرض دعا رسید امشب شب تـجـلـی نـور خـدا رسـیـد امـشـب چه عطر و بوی خوشی با صبا رسید امشب شـمـیم لـطف خدا از کجا رسید امشب بیا به سوی فلک چشم خویش را واکن هر آنچه دیـده نـدیـده کـنون تمـاشا کن بیـا بـبـین که مـهـی بـیقـریـنـه میآیـد سـرور جان و دل و نـور سـینه میآید شـمـیـم رحـمـت حق از مـدیـنه میآید اگـر که غـرق گـنـاهی، سـفـیـنه میآید مدینه چون دل سالار عاشقان شاد است مـدیـنـه شـاهـد نـور امـام سـجـّاد است بـیا به بـیت ولایت بـبـیـن چه رخ داده زمین به پاس قـدم بـوسیاش شد آماده بـرای ســیــد ســجّــاد گـشــتــه آمــاده هـمـین که آمـده دنـیـا به سـجـده افـتاده چه عّزتی چه شکوهی به مؤمنین آمد عزیز درگـه حـق، زین الـعـابـدین آمد وجود اطهر او غرق رحمت و نور است میان اهل فلک ساجد است و مشهور است زمین ز سجدۀ نورانیاش چنان طور است خدا ز حضرت او شادمان و مسرور است هـمـیـشه روی لـب خود تـلاوتی دارد تـلاوت از لـب آن گـل حـلاوتـی دارد امـام عـزّت و آزادگی و تـقـوا اوسـت طـلایـهدار هـمه عـابـدان دنـیـا اوسـت پـیـام آور خــونـیـن کـربـلا تـا اوسـت شمیم عشق و شرف، عطر کربلا با اوست شهید زندۀ شور و قـیام کـربوبلاست امـیـر قـافـلـۀ شـاهـدان عــاشـوراسـت به کـعـبه مـنـزلت و آبـرو و عزت داد مقام را ز مقـامات خویش رفـعـت داد به یک اشاره به زمزم نـشان الفت داد به بوسهای به حجر زینت و مسّرت داد اگرچه مـدحـت او را کـسی نکو گوید سـزاست تا که فـرزدق مـدیح او گوید مقام حضرت او فوق درک و فهم ماست پـیـام روشن او مـشـعـل ره فـرداسـت وجـود او مـتـجـلی ز جـلـوۀ تـقـواست تجـلیات دعـا از صحـیـفـهاش پیداست دعای ناب ابوحمزهاش چه روحانی است فرازهای دعایش عجیب توفـانی است صحیفهاش که پُر از جلوۀ عنایت اوست کتاب علم و عمل، مشعل هدایت اوست چراغ روشن دلهای ما ولایت اوست خوشا کسی که «وفایی» پی رضایت اوست دلا همـیـشه بـیـا پـیـرو مـرامش بـاش قدم گذار به راهش، سپس غلامش باش |